رفیق ناباب

شبی که تمام ِ آرزوهایم دود شد،

درست مثل دیشب،

سیگاری وارونه روی لب هایم گذاردند.

و دودی که

بجای عبور از ذرات معلق در هوا

پای در درون ِ خالی من گذاشت

و قلبم را

آب کرد...

/ 5 نظر / 4 بازدید
الناز

به به!هیچ نگران نباش! ما هم همه مددکار،،، مرده ی این موارد!!! عزیزم. با من صادق باش شکست عشقی خوردی؟! به خدا نفرین من نبودا! نمیدونم چرا از اول بیخودی با هم سر جنگ گذاشتیم به جون بچه ام! برگرد به زندگی. برگرد! [قهقهه] رفته سیگار کشیده! [قهقهه]

آناهید (هم‎خوابگی با بهارنارنج!)

آفرین پسرم! تو می‎تونی! استعدادات به عنوان یه مرد، داره شکوفا می‎شه! عزیزم پیش‏بینی می‎کنم که یه روزی هم کمربند یا شلنگ گرفتی دستت و هم‎سر آینده‏ات رو می‎زنی! تو می‎تونی سیاوش جان! تو می‎تونی! سیگار نشونه‎ی فصل شکوفایی و رشد مردونگیته![چشمک]

تلخون

[عصبانی] آره دیگه همین دوستای ناباب هستن که آدمو بدبخت میکنن[عصبانی] آدم میتونه دوستای ناباب داشته باشه ولی مثل اونا رفتار نکنه ! تازه دوستای ناباب این بچه جقله هایی که تازه رفتن دانشگاه رو گول میزنن ‘ شما که دیگه سنی ازتون گذشته !!!![کلافه]

تینا

همیشه اولین تجربه... آخرین نیست... پس قدم بردار برای تجربه های بهتر...