فرهاد کوه کن

از کوهستان دوردست ذهن تو،

سنگی برچیده ام.

 

سنگی خاکستری و بسیار جسور.

 

حالا با همان تیشه ی قدیمی فرداهای دور،

چنان برجانش خواهم افتاد

که

"نقطه ای کوچک شود،

و بنشیند بر انتهای ِ جمله ی اندوهگین حادثه ی ما".

/ 0 نظر / 21 بازدید