شب آرام است

و

صدا نمی کند.

افسوس

این شب ِ بی صدای مسلول هم نمی تواند جای ِ خالی سکوت ِ تو را پر کند.

مرض ِ شب تو را پوشانده است.

فاصله را رعایت کن،

نمی خواهم مبتلا شوم...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۱
کلمات کلیدی :بهار




دست های سقوط کرده،

دست های آرام ِ نشسته در انزوا.

چگونه آرام به دشنه ی خونین ِ دی روزی می اندیشید

وقتی

تیغ ِ گل ِ روییده به مهر نیز

سر از شاهرگ ِ شما در آورد!؟





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
کلمات کلیدی :بهار




ترک های دستم را پیش ِ تو می آورم.

آب ِ حوضچه ی کوچکمان یخ زده،

ترک ها و پینه هایم را وصله کن!

می خواهم تمام ِ راه های بزرگ و کوچکی که نشان از تو دارند،

پُر شوند...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :پاییز




سربه سر این شعر می گذارم

چشمانش شیطنت می کند.

پاسخم پر است از طعنه

با شعرم شوخی می کنم.

در میان جمع،

به شعر سپیدم می خندم.

و سرانجام

قهر می کند.

 

امشب

به منت کشی افتاده ام

                               از آغوش ِ شعرم،

                                                     ماه ـی بیرون می پرد...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :پاییز




کافه ی آسمان

من و هم راهم را

برای نوشیدن یک فنجان برگ ِ تلخ دعوت نموده است.

روی صندلی چوبی پاییز،

کنار شیشه ی کافه،

همان گوشه ی دنج ِ همیشگی ِ مان،

همان شیشه ای که باران لکه دارش کرده،

و

صدای غار غار ِ کلاغ های بی خانمان

بوق ِ بوق ِ ماشین های پشت ِ چراغ قرمز مانده ی پشت شیشه را بی اثر کرده است.

نشسته ایمو

رقص ِ فنجان و برگ

را نگاه می کنیم.

بی خیال ِ تمام ِ فاصله ها...

بی خیال ِ راه ِ دور ِ بهار ِ پیوند ِ تو

و پاییز ِ فراغ ِ من!

 

وقتی تو روبرویم نشسته ای

و پاییز کنارم،

دیگر به این فکر نمی کنم که بعد از قرار

با کلاغ های خیابان کجا باید بروم...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




مهر را دوست می دارم.

چرخش روزگار اما،

دورم کرد از محبت طبیعت.

مهر را دوست می دارم.

کاش گام طبیعت به اندازه ی یک وجب، حتی کوچکتر از یک وجب

به اندازه ی ده روز

بلندتر برداشته می شد

و نگاه باران

جای سیاه بختی ِ آفتاب را در تقدیر ِ شورم

می گرفت...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




هوس،

قطره ی کوچکی ست که در دریای عشق گم می شود.

 

و

تو هم ماهیت ِ خویش را نشان دادی

که اینچنین زود،

گم شدی...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




هزاران هزار بت شکستم،

اما

هیچ وقت، آتش ِ نگاهت

برمن گلستان نشد...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




لباس ِ خواب که تنت نمی کنی!؟

با آن پوشش ِ فاحشه وارت،

شب ها،

قبل از خواب،

بوسه ای بر پیشانی ام می زنی و می گویی؛

 

تو پرنده ای هستی

که من در قفس قلبم اسیرت کرده ام.

می خواهی بپری،

ولی من نمی گذارم.

 

وقتی خواب ما را در برگرفت،

امواجت به گوشم می رسد که؛

 

 

" نشسته ای توی ِ سینه اَم

مثل تیر ِ چند پر

نه می شود درت آورد.

نه گذاشت که بمانی"

 

صبح؛

بعد از تن کردن ِ مانتوای که مشمول ِ جریمه است،

خیره به من نگاه می کنی؛

 

گورت را گم کن...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




دست هایم
روی قلب ِ توست.

تاپ تاپ...

حالا اثر قلب تو،
روی تمام لوازم شخصی ام دیده می شود...

تاپ تاپ...

این صفحه کلید هم که با آن تایپ می کنم انگار،
می گوید؛

تاپ تاپ...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




نشستم

و صبح تا شب، ورد خواندم که بیایی!

تمام خوبی های جهان طلسم شدند،

همه ی زیبایی ها جادو شد

و دعاهایم،

سپیدی ها را، سِحر کرد.

ای کاش آنقدر بازیگوش نبودم

که از نگاه ِ شب شکن تو،

غافل شوم.





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :تابستان




پشت در را انداخته

دلی که یک سو دیوار را در دست دارد،

و سوی دیگر،

در را آغوش گرفته است.

دستگیره ی در؛

کندتر از عقربه های ساعت،

بیست و پنج بار چرخید و هیچ دری باز نشد.

دلم یارای این همه فشار را ندارد،

برخیز و قلاب در را بردار،

بگذار وارد شوند جماعتی که تو را به دروغ برای من کشتند.

قلبم،

آنقدر کش آمده،

که الان است پاره شود...





نویسنده : محمدرضا برقعی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
کلمات کلیدی :بهار